حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )

25

هادي المضلين ( فارسى )

ليك گفتم ناس من نسناس نى * خلق را جز جان حق‌ّنشناس نى بدان‌كه الوهيت منزّه است از وصف و حدّ و عدّ ؛ در كمون حقيقت آدمى در پس چندين حجب مستور و مكنون مىباشد . وجود و حضورش در مخلوقات نظير وجود معانى در الفاظ است : « و هو داخل فى الأشياء لا بالممازجة و خارج عن الأشياء لا بالمبائنة » و به همين لحاظ فرمود : وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ بعضى از عرفاى حقّانى ، قرب حقّ را به خلق از شدّت مبالغه ، به قرب آب نسبت به برف مثل زده‌اند ، همچنانكه برف را هيچ چيز اقرب از آب نيست و به الفاظ هيچ چيز اقرب از معانى نيست ، به همين منوال و ميزان به خلايق هيچ چيز اقرب از خداى تعالى نخواهد بود . شرح مقال اين است كه مىفرمايد : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا نخست بايد دانست كه فاصله‌اى ما بين ذات و مشيّت و امر او نيست . ذات او در كمون امر و ارادهء او مستور است . امر و ارادهء او در كمون عقل اوّل مكنون شده است . عقل اوّل كه به اصطلاحى عرش و به زبان شريعت « حقيقت محمّدى » است . و اين عقل اوّل كه حقيقت محمّدى است ، در كمون عقل ثانى مستور است كه به اصطلاحات عديده او را : كرسىّ و لوح و قلم و صراط و ميزان و كتاب مبين گفته‌اند ، و به زبان شريعت حقيقت نور علىّ بن ابى طالب است . و اين عقل ثانى در كمون طبايع علوى عناصر اربعه كه مادّهء وجود و ظهور مخلوقات است مىباشد ؛ و قالب مثالى آدمى از طبايع اين چهار عنصر مخلوق